قدرت احمد بن حافظ
39
بهج الحذاقت ( فارسى )
كه مستعد حدوث نقرس و عرق النسا و وجع مفاصل و مانند آن از امراض دمويه باشد حال وخامت را تا مقدور فصد نفرمايند و در حميات شديد و در حميات غير حاده و در ايام و در تب نيز از فصد اجتناب نمايند و همچنين در مزاج شديد البرد و شهر شديد البرد و وجع شديد و بعد حمام محلل و در سن كمتر از چهارده سال و در سن شيخوخت و در لاغرى سخت و فربهى بسيار از فصد احتراز مناسب است ف [ در ميان دو فصد فصل معتدل يك روز است ] در ميان دو فصد فصل معتدل يك روز است و بعد فصد خواب نكنند و قبل از فصد حمام نسازند و رياضت نيز بعد از فصد ممنوع است مگر بر پشت خفتن مستحسن باشد و همچنين بعد فصد از حمام محلل و يكثر غذا احتراز نمايند و رگهاى مروجه فصد آوردهاند نه شرائين چه ورينها خون كمتر باشد و رگهاى فصد دست شش وريداند يكى قيفال كه در لغت يونانى بمعنى كناره هرسى است و به فارسى آن را سرارو گويند و اين رگ كناره ذراع است برابر ابهام دوم اكحل كه لفظ يونانى است بمعنى مركب چه اين رگ برابر سبابه است و مركب از قيفال و باسليق است و اين را نهر اليدن و هفت اندام نيز گويند سوم باسليق كه در يونانى بادشاه عظيم را گويند و اين بزرگ است و برابر وسطى واقع شده چهارم حبل الذراع و آن باتفاق از انسى ساعد باعلاى او رفته پس بجانب وحشى ساعد ميل نموده بخورده دست قريب گشته است پس رگى كه سواى اكحل و باسليق به اين صفت يافته شود بدانند كه حبل الذراع است و نزد صاحب ذخيره و بعض متاخرين در حكم باسليق است و اللّه اعلم پنجم ابطى و آن برابر حنصر است و شبهء باسليق است لهذا آن را باسليق ابطى گويند و محاذى بغل واقع شده و اين را اسيلم نيز گويند ششم اسيلم موضع فصد آن بائين خنصر و بنصر است ف [ فيضال و حبل الدراع ] بدانكه فيضال و حبل الدراع براى گردن و ما فوق آنست و باسليق تنقيه تمام بدن نمايد سواى سر و گردن و اكحل مشترك است در ميان همه اندام و اسيلم دست راست براى درد جگر است و اسيلم دست چپ براى درد طحال و دل و ابطى براى حشاء و اعضاى زيرين است ف [ رگهاى مقصورهء پا ] بدانكه رگهاى مقصورهء پاى چهاراند يكى صافن كه بر انسى شتالنگ واقع است برابر انگشت براى ادرار حيض و جراحت و خارش ران و خصيه و قضيب نافع بود و ماده از نو اعضاى عاليه فرود آرد دوم عرقى است بىنام كه پس پاشنه واقع است و حكمش حكم صافن سوم رگى است گرهوار عرق النسا نام كه از جانب وحشى پاى تا بكعب آمده پس بر پشت پاى رسيده